پرینت

شفقت هم اقتضاى آخرت را دارد

نوشته شده توسط فتح الله گولن بر . ارسال شده در زندگی پس از مرگ

امتیاز کاربران
ضعیفعالی 

شفقت هم اقتضاى آخرت را دارد

بسيار به صورت آشكار مشاهده مي‌كنيم كه در روى زمين شفقتى حكم فرماست. شفقت، حس ترحم است. شفقت، حس مرحمت نمودن به مظلوم است. شفقت، گوش دادن به گریۀ شخص گريانست. شفقت، حس معالجۀ افراد داغ دیده و ستم دیده است. مرعى‌الإجرا بودن اين حس شفقت را مي‌توانيم از كوچك‌ترين محدوده تا وسيع‌ترين حدود، مشاهده نماييم.

اگر دست شما زخم بردارد و شما بخواهيد آن را تداوى كنيد، مرحمت و شفقت خداوند نباشد، خون شما در نسج آن زخم فعاليت نشان نخواهد داد و شما قادر به التيام آن زخم نخواهید بود. همۀ ما شاهد زخم‌هاى باز و التيام ناپذيرى هستيم. آيا اين همه براى شما مفهومى ارایه نمی‌کند؟ طبيبان، در برابر بيماري جدى‌اى‌كه مقتضى عمليۀ جراحيست و قبل از اين‌كه بيمار را براى عمليۀ جراحى روى بستر بخوابانند؛ دورهم جمع مي‌شوند و درباره‌اش فكر مي‌كنند. به سبب بيمارى شكر و يا سبب ديگرى بين خود چنين مى‌انديشند: «اگر ما اين بيمار را تداوى كنيم، بستن زخم وى دشوار خواهد شد...» باز هم مى‌بينيم كه بيمارانى هستند كه بعد از سپرى نمودن عمليۀ جراحى، زخم‌شان ماه‌ها بعد و حتى سال‌ها بعد بسته مي‌شود و التيام مى‌يابد. اگر خداوند آن زخم را نبندد، براى هميش باز مي‌ماند. يا مقدار شكر بيمار را بالا مي‌برد، يا عارضه ای در ارتباط به پانقراس ancreas)) بوجود می آورد، توازن انسولين(ensulin) برهم مي‌خورد و اینگونه زخم التیام نمی یابد.

پس شفقت و مرحمت خدايى را كه زخم‌هاى بزرگ را در زمانى كوتاه التيام مي‌بخشد، مى‌توانيد درك كنيد؟ خداوند بالاى ما رحم و شفقت مي‌كند. اما چگونه؟ موجوداتى را بداد ما مى‌فرستد كه صرف توسط ذره بين قابل ديد هستند.

وضعيت پرورش كودكان از همه حيرت آورتر است. خداوند به كودکان مرحمتى جدا گانه دارد. اطفالى‌كه بدنيا مي‌آيند و به پاك‌ترين و صافترين غذاها ضرورت دارند، خداوند بالاى‌شان لطف و مرحمت جداگانه ای دارد. طفل قبل از اين‌كه به دنيا بيايد، او را در رحم مادر مى‌پرورد. جدار رحم مادر را براى تغذیه اش مهيا مي‌سازد. این جدار كه آن را بنام مشيمن هم ياد مي‌كنند، با غذا مجهز مي‌گردد. مادر به خدمت کودک قرار داده می‌شود. وقتى طفل چشم به دنيا مي‌گشايد، خداوند برايش غذايى مهيا مي‌سازد كه ضرورى‌ترين و اولين احتياجيست براى هر نوزاد، و آن عبارت است از شير مادر...

آري! تاثير مثبتى‌كه شير مادر بالاى نوزاد دارد، هيچ غذاى ديگرى ندارد. اگر شما شير مادر را از پستان مادر در ظرفى ديگر بدوشيد، نمى‌توانيد آن حلاوت، تازگى و ويتامين‌هايى را كه داراى آنست، حفاظت كنيد. اگر شما از پستان تازه و پاك گاو و گوسفندى كه پرورش يافتۀ دست خودتان هست، شير بدوشيد و آن را در ظرف‌هاى سر بسته نگه‌دارى نموده و بعد از آن به نوزادان دهيد، (نسبت به مكيدنى‌كه خودشان انجام مي‌دهند) آنان را پرورش خوبى نكرده‌ايد. اگر به دقت بررسی کنید تفاوت فاحش میان رشد دو بزغاله‌اى كه يكى مستقيماً شير مادر خود را مى‌مكد و ديگرى شير مادرش را پس از دوشیده شدن به ظرفی می نوشد، مشاهده خواهید کرد. آري! آيا شفقت بى‌منتهاى ذات الهى نيست كه شير آب حيات گونه را از پستان مادر مى‌تراواند و با آن نوزادى را كه محتاج‌ترين موجود براى شفقت است به واسطۀ مادر پرورش مي‌دهد؟ اگر رحمت بى‌منتهاى خداوند نمى‌بود، آيا اين زيبايى هاى فراوان پا به هستى مى‌نهاد؟

آري! به هر سو كه مى‌نگريم شفقت عظيم و وسيع الهى را مانند بوقلمون مشاهده مى‌كنيم. آب‌ها از هر طرف فرو مى‌ريزند و به احتياج نباتات می شتابند و رحمت الهى آنان را نيز نوازش مي‌دهد. درختان كه نياز جدى‌اى به هوا دارند، هوا را توسط برگهايى‌كه براى درختان به منزلۀ دهان و بينى‌اند، تنفس مي‌نمايند. مانند اينكه اگر مانع تنفس انسان شويد وى را به مرگ رها مي‌كنيد، همچنان اگر نباتات از هوا محروم گردند، تازگى و زندگى‌شان را از دست مي‌دهند و به خس و خاشاكى خشك مبدل مي‌گردند. اگر ما شفقت عالم شمولى را كه همه موجودات زنده از آن بهرۀ دارند، قبول نكنيم، ديگر همۀ توضيحات ما در اين باره، ديالكتيكى بيش نيست. و حال بايد به اين نكته تدبر كنيم: خدایى‌كه حتى در مقابل احتياجات موجوداتى‌كه به ظاهر در انظار حقير جلوه مي‌كنند، با شفقت عظيمي كه دارد، به احتياج آنها مي‌شتابد؛ چطور ممكن است آرزوى موجودى مانند انسان را كه بيشتر از همه به شفقت نيازمند است و در آرزوى جاودان شدن و بقا سينۀ شرحه شرحه و سوخته از فراق دارد، برآورده نسازد؟ آيا ممكن است خدایى‌كه انسان را در اين دنيا با اين همه نعمات پرورش مي‌دهد، او را توسط اعدامى ابدى، نيست كند، با عالم برزخ تداوم زندگى و وجود وی را خاتمه دهد، براى او بهشت جاودان در نظر نگيرد و سر افراز از نعمات ابدى نسازد؟

مايان از جلوه‌هاى شفقت الهى‌كه در تمام روى زمين قابل مشاهده است، به اين نتيجه مي‌رسيم: خدايى‌كه وسعت و فراخناى شفقتش همه جا رسيده و حتى جلوۀ شفقتش در ذره و اجرام و سلول و ديگر پيچيده‌ترين نظام‌ها قابل مشاهده است؛ قيامت را برپا خواهد كرد و انسان را حياتى دوباره خواهد بخشيد و اين ناز پرودۀ خود را كه در دنيا با نعماتى فراوان وى را پروريده، در آخرت نيز از نعمت‌هاى فنا ناپذير برخوردار خواهد ساخت.