پرینت

فوسیل پرندگان

نوشته شده توسط فتح الله گولن بر . ارسال شده در حقیقت آفرینش و تکامل

امتیاز کاربران
ضعیفعالی 

از فوسیل های که تا بحال کشف گردیده از یک فوسیل پرنده یی سخن گفته میشود که دارای دم دراز، دندان ها و بالهای پیش روی اش پنجال دار است که بنامArchaeopteryx نامگذاری نموده اند و ادعا دارند که این فوسیل، فوسیل مابینی پرندگان و خزندگان است. تکاملیست ها با تکیه بر این، به این باور هستند که در مرحله تکامل، یک نوع ویا یک نسل مابینی را پیدا نموده اند و با پیدا کردن سایر مراحل آن خالیگاه های که بین انسان و اولین کرم زمینی موجود است پُر نموده، اثبات خواهند کرد که انسان در نتیجه تکامل از میمون بوجود آمده است.

در حالیکه هیچ امّاره یی وجود ندارد که نوع مابینی و یا نسل مابینی بودن این پرنده را بین خزندگان و پرندگان، نشان بدهد. پروفیسور عاطف شنگون که یکتن از مدافعان فرضیه تکامل میباشد، در جلد اول کتابش بنام "تکامل" که بخاطر مدافعهء فرضیه تکامل نگاشته شده است، ادعاهای صورت گرفته در مورد این فوسیل را قابل شک و تردید خوانده و گفته است که "این فوسیل، دلیلی نیست که در محافل علمی مورد قبول قرار گیرد". اگر، قسمیکه ادعا گردیده این فوسیل پیدا شده یک نوع مابینی را تشکیل بدهد، هیچ مانعی وجود ندارد که خفاش نیز در این کتگوری مورد بررسی قرار گیرد. زیرا خفاش یک پرنده پستاندار بوده و به بسیار راحتی یک نوع مابینی بین پستانداران و پرندگان قبول گردیده میتواند.

در حالیکه علم از هیچ دوره یی بحث نمیکند که در آن خفاش وجود نداشته باشد و خفاش از روزی که هست گردیده به هیچ تغییری مواجه نگردیده، حتی تکاملیست ها هم به فکر آن نیافتاده اند تا از خفاش در فرضیه تکامل استفاده بعمل آورند. قسمیکه در فوسیل پرنده مذکور موجود است، امروز نیز کنار نول بعضی از پرندگان دندانه دار است. بالهای چوچه های پرنده یی بنام Opisthocomus hoatzin که در جنگلات آمازون زندگی میکند نیز دارای پنجه های آزاد میباشد. بنابران، مانند آنکه تمام انواع حیوانات روی زمین را کشف نموده باشند استناد به چنین ادعاهای هوایی، جستجوی "مراحل مابینی" تا به رسیدن به انسان در مراحل تکامل، چیزی بجز از ضیاع وقت نبوده و نخواهد بود. زیرا در بین ملیون ها نوع جانداران، لازم است تا ملیاردها فوسیل مابینی که گذشت یک نوع به نوع دیگر را نشان بدهد، موجود باشد. همچنان، با وجود آنکه فوسیل نسل های گذشته و از بین رفتهء جانداران به تعداد زیاد پیدا میشود، ولی چه حکمت است که یک فوسیل هم پیدا نگردیده که به این مراحل مابینی تکامل مثال تشکیل بدهد. جانداران مانند دایناسورها که در یک مرحله زمانی گذشته خلق گردیده و بعداً با توجه به شرایط محیط و دیگر علت های مختلف نسل های شان قطع گردیده و از بین رفته است، به تکامل نه بلکه تنها میتواند به نابودی مثال تشکیل دهد. علی رغم تمام این موضوعات، اضافه تر از یک صده و با مصارف گزاف تأکید بر چنین فرضیه یی، هیچگاه نمیتواند بنام علم و حقیقت باشد. قسمیکه بعرض رسانیدم، تکامل مانند یک دوگما در مقابل آفرینش و بناً در مقابل دین و ایمان به الله (جل جلاله) مورد استفاده قرار میگیرد و از این روست که فعلاً هم یک تعداد محافل علمی را با خود مصروف نگهداشته است.