پرینت

انتخاب طبیعی

نوشته شده توسط فتح الله گولن بر . ارسال شده در حقیقت آفرینش و تکامل

امتیاز کاربران
ضعیفعالی 

یکی از مسند هایکه تکاملیست ها برای خود ساخته اند موضوع انتخاب طبیعی ویا Natural Selection میباشد. از نظر آنها آفات مختلف، سیلها، آشوب ها و حادثات دشوار طبیعی، موجودات بدون مقاومت را از بین میبرد و تنها موجودات قوی باقی میمانند.

نخست از همه نمیدانم که چگونه این موضوع را با تکامل ارتباط دهم. بخاطریکه هیچ نشانه یی وجود ندارد که نشان دهنده تغییر نوع در جانداران باقی مانده در چنین آفات باشد. هر چند گفته میشود که بعضی از انواع حیوانات به مرور زمان از روی زمین از بین رفته اند، ولی هیچگاه فوسیلهای این حیوانات به صورت یک نوع جدید بوجود نیامده و همچنان حیوانات قوی که از یک آفت باقی مانده اند به یک نوع بالاتر ارتقا ننموده اند. ثانیاً، در بین هر نوع از جانداران، هم قوی و هم ضعیف وجود دارد که همیشه با هم یکجا زندگی خود را سپری مینمایند. فقط در چوکات قوانینی که الله (جل جلاله) بخاطر زندگی حیوانات تعین نموده است، در موجودیت افراد ضعیف و افراد قوی بین یک نوع، حکمت های زیادی موجود است. تغذیه بعضی حیوانات با گوشت، زنجیره غذا را در طبیعت تشکیل داده و در اثر آن سیستم ایکولوژیک با تمام مکملیتش در حرکت است. اگر چنین نمیبود، مثلاً در یک گلهء آهو هیچ آهوی ضعیف وجود نمیداشت که به چنگال شیر ویا پلنگ بیافتد ویا هر فرد هر نوع قوی میبود، در آن صورت تمام حیوانات که با گوشت تغذیه میشوند از بین میرفتند و حیوانات دیگر افزایش یافته و بلاخره موازنه ایکولوژیک متزلزل میگردید. این واقعه که در عالم حیوانات دیده میشود، عامل مهمی است در ادامه حیات بعضی از انواع که افراد ضعیف یک نوع دیگر، غذای آنها را تشکیل میدهد.

قابل تذکر است که با از بین رفتن افراد ضعیف یک نسل، نسل های بعدی آنان تماماً قوی ببار نمی آیند. در هر نسل باز هم قوی و ضعیف یکجا میباشد، باز هم یکتعداد ضعیفان، سالخوردگان و افرادی که با گله توافق کرده نمیتوانند غذای حیوانات وحشی و گوشتخوار میگردند، ولی زندگی آن نوع ادامه می یابد.

با حرکت از این موضوع، تکاملیستها و طبیعت پرستان، زندگی را عبارت از یک مجادله و درگیری پنداشته، تنها یک واقعه را شامل زندگی تمام جانداران نموده جنایت بس بزرگی را مرتکب شده اند. از نظر آنها یگانه هدف زندگی عبارت از ادامه حیات جانداران و تامین معیشت بخاطر آن میباشد. تکاملیست ها، طبیعت پرستان و ماتریالیست ها، زندگی انسان را نیز به عین شکل ارزیابی نموده و بدینصورت به پابرجا باقی ماندن قوی ها در مقابل ضعیفان مانند یک حق نگریسته و هدف زندگی انسان را هم عبارت از خوردن، نوشیدن و تناسل تلقی نموده اند. با این حال، پیوند تساند بین انسان ها و ملت ها را گسسته و راه استثمار را مشروع ساخته اند و انسان را هم از تمام ارزشهای والای انسانی تجرید نموده به درجه حیوانات و حتی پایانتر از آن قرار داده اند. در حالیکه، جدال در زندگی تماماً عارضی میباشد. اصل اساسی، تساند است. تمام اعضای بدن یک جاندار با هم در حال تساند و همکاری اند. بخاطر اینکه یک میوه، غذایی را برای انسانها و حیوانات تشکیل دهد تمام عناصر موجود در کائنات از قبیل دما و شعاع آفتاب، هوا، آب، خاک و قابلیت نموی آن دست به دست هم میدهند. نباتات به کمک انسانها و حیوانات، حیوانات به کمک انسانها، انسان هم در صورتیکه وظیفه و مسؤلیت خلیفه روی زمین بودن خود را به جا آورد به کمک نباتات و حیوانات میرسد و به ادامه حیات یکدیگر خدمت مینمایند. نباتات و حیوانات به این تیم همکاری و تساند خارق العاده و همنوا با اطاعت مجبوری از قوانین الله (جل جلاله) و بنابر لازمه فطرت و یک بُعد زندگی شان اشتراک مینمایند و انسان چون با اراده سرفراز گردیده است، بناً با اراده خویش به این تیم همکاری و تساند اشتراک مینماید. در اینجا وظیفه انسان این است که روی زمین را محل جدال، درگیری و جنگ نه بلکه به یک محل تساند، همکاری و برادری درآورد. ولی تکاملیست ها این مسئله را برعکس آن تقدیم نموده اند که با این حال گفته نمیتوانیم که آن ها مسؤل درگیریها، جنگها، انقلاب ها و فلاکتهای جهانی که در یکی دو صده اخیر بوقوع پیوسته، نمیباشند و همچنان گفته نمیتوانیم که فجایع، مستعمره گیری های بین المللی، تجارت بردگان، ملیت گرایی و حاکمیت قدرت بر حق را که در طول تاریخ بشریت دیده شده با مطالعه آن در سیر "طبیعی" تاریخ، در مشروع ساختن آن نکوشیده اند. چنانچه کارل مارکس، مؤسس و بنایانگزار کمونیسم که دیدگاه تاریخ خود را به همین اساس استوار نموده است، مدیون داروین است و بیجا نیست که در بین ماتریالیست ها کمونیست ها بیشتر دواطلب دفاع از تکامل هستند. زیرا تکامل، یکی از مسندهای اساسی الحاد (Atheism) میباشد. بنابر تمام همین عوامل است که تکامل به این اندازه در محافل و مجامع علمی با اصرار روی دست گرفته میشود و بطور یک دوگما، یک آیدیولوژی تقدیس میگردد. ولی چقدر جالب و چه تناقض بزرگیست که همین کسان بیشترین اوقات مانند قهرمان دفاع از حقوق بشر، حقوق پایمال شدگان، حقوق اساسی و آزادی بیان و صلح عمومی عرض اندام مینمایند.

علی رغم ادعاهای انتخاب طبیعی تکاملیستها، آفات بزرگی مانند سیل، زلزله، تخریبات بزرگی که مقابله با آن ناممکن است، در پهلوی ضعیفان قویترین ها را نیز با خود میبرند. مثلاً با یک موج وحشتناک بحر ملیونها و ملیاردها جاندار ضعیف و قوی در اثر تصادم با صخره ها و درگیر شدن در موج ها کشته میشوند. همچنان، باز هم علی رغم این ادعا، در هر دوره یی از تاریخ، هر سال، هر فصل و هر روز در طبیعت در چوکات صنعت، قوانین و اجرأت الله (جل جلاله) ضعیفترین و قویترین ها، در بحر سوزن ماهی ها با دولفینها و سگ ماهی ها، در آسمان باشه ها، عقاب ها با گنجشک ها، کبوترها، در روی زمین مورچه ها، خرگوش ها و آهوان با وشاق، شیر، پلنگ و پارس ها یکجا زندگی نموده که بنابران موازنهء ایکولوژیک، هماهنگی و مکملیت طبیعت از میلیون ها سال بدینسو ادامه دارد. حتی حیوانات ضعیفی که درنده و گوشت خوار نیستند مانند گوسفند، کبوتر و آهو با وجود آنکه کمتر تکثر مینمایند و سالانه یک ویا حداکثر دو بار ولادت مینمایند نسبت به دیگر حیوانات درنده و بیشتر تکثر کننده در همه جا نفوس شان بیشتر و افزونتر بوده و موجودیت خویش را ادامه میدهند. پس گفته میتوانیم که در اینجا محو کردن نه بلکه خدمت برای زندگی موضوع بحث است و جانداران بی نهایت که متشکل از نباتات و حیوانات هستند بدون اینکه بدانند چی را بخاطر چه انجام میدهند، اساساً با زندگی خویش به اهداف والا خدمت مینمایند و از طریق این خدمت حمد و ثنای خداوند را بجا می آورند. بنابران در طبیعت به آن خصوصیت و وسعت که تکاملیست ها ادعا میکنند از انتخاب طبیعی که در زندگی اجتماعی انسانها و ملت ها مانند یک قانون طبیعی و غیر قابل مقابله و مانند یک واقعهء سوسیولوژیک پیشکش گردیده، نمیتوان بحث کرد.

ضعیفانی چون مایکروارگانیزم ها، مورچه ها، زنبورها، آهوهای صحراها و ماهیان ضعیف دریاها چند برابر از قویترینها بیشتر بوده، حیات در گرداب کشندهء هر نوع وحشت و جانوری بشری و حیوانی ادامه می یابد و موجودات ضعیفتر با زره و سپرهای مخصوص خودشان باوجود این همه موانع موجود محافظت میگردند که در نتیجه محافظت و نگهداری موازنه ایکولوژیک از دیروز تا به امروز ادامه می یابد. اینها همه موضوعاتی اند که علم تثبیت نموده است و مانند مارتولی بر سر انتخاب طبیعی Natural Selection کوبیده میشوند.

در حالیکه امروز علم فوسیل شناسی برعکس تکاملیستها اظهار میدارد که حیوانات خیلی کمپلکس (پیچیده) مانند بقه ها، خزندگان، پرندگان و پستانداران با حیوانات دارای حجرات بسیط که حیوانات ابتدایی بشمار میروند، یکجا زندگی مینمایند.

مثلاً، فوسیل های نباتات چون Neoplina که قرار ادعا بنابر انتخاب طبیعی 300 الی 400000000 (سه صد الی چهارصد میلیون) سال قبل از بین رفته و محو گردیده، Coelacanth که 70000000 (هفتاد میلیون) سال قبل حیات داشته است، Crinoid که گفته میشود 565000000 (پنجصد و شصت و پنج میلیون) سال قبل حیات داشته، Limulus که به زیست آن به 225000000 (دوصد و بیست و پنج میلیون) سال قبل حکم گردیده است، Gunt Flint 2000000000 (دو ملیارد) ساله و صدها تن دیگر آن... هنوز به زندگی خویش ادامه داده و شبیه نباتات امروزی میباشند که منحیث شاهدان اعلان میدارند که تکامل نه در زمین و نه در آسمان جایی برای خود ندارد. این موضوع را یکتعداد تکاملیست های معتدل نیز اعتراف نموده و بدون هراس ابراز داشته اند که گروپ های بزرگ حیوانات چون ماهیان، خزندگان و پستانداران با شکل و هویت اصلی شان بطور آنی در روی زمین پدید آمده اند.

خلاصه، انتخاب طبیعی نیز مانند توافق که در تکامل به آن بسیار زیاد مراجعه میگردد، غیر از یک فرضیهء ضعیف، بی مسند و تاریک چیز دیگری نیست. مشاهدات علمی، قسمیکه نظریه تکامل فکر میکند، تصدیق نمیکند که محیط و اقلیم ضعیفان را از چوکات نوع بیرون بکشد و قوی ها و با قدرت ها حق زندگی را بدست خود گرفته ضعیفان را پایمال نمایند. بنابران تپشی که در سینهء هستی شنیده میشود، تنها هیاهوی پرقدرتان و ناله و فغان ضعیفان نیست. با وجود آنکه در تاریخ بشریت چنین منظره ها گاه گاهی مشاهده گردیده است. ولی بیشتر با حاکمیت عادلانه، از طرف پرقدرتان و ثروتمندان به ضعیفان و فقیران شفقت و مرحمت صورت گرفته و از ضعیفان و فقیران به پرقدرتان و ثروتمندان تشکر و سپاس تقدیم گردیده و خط سیر تاریخ تا به امروز رسیده است.