پرینت

اسلوب ما در برابر رفتارهای خصمانه

نوشته شده توسط فتح الله گولن بر . ارسال شده در منشور-1

امتیاز کاربران
ضعیفعالی 
اسلوب ما در برابر رفتارهای خصمانه

پرسش: طرز برخورد ما در برابر رفتارهای خصمانه چگونه باید باشد؟

رفتار مؤمن بسیار مهم است. چون او کسی است که در رحلۀ تدریس  حضرت محمد r تعلیم یافته است. مؤمن نمی‌تواند از دایرۀ ادب، نزاکت و نزاهت خارج شود. چراکه هر عمل او در برابر اشخاص و رویدادها، به صورت اتومات به نام اسلام ختم می‌شود. پس مسلمان ناگزیر است حتی در برابر منفورترین اشخاص و رویدادها اسلوبش را تغییر ندهد و رفتاری را به نمایش بگذارد که که سزاوار یک مسلمان است و با ادب اسلامی شکل گرفته است. هرگاه نگاهی به حیات پیامبر بزرگوار r بیندازیم، می‌بینیم که ایشان حتی در برابر ابوجهل اسلوب خود را تغییر نداده اند. بنابرین، اگر در مقابل حادثه‌ای خشمگین شده باشیم، واکنش و رفتار ما در قبال این حادثه باید اسلامی باشد. قرآن کریم در برخی آیات در برابر کافران اسلوب تندی را بکار برده است اما این اسلوب تند و خشن بیشتر در مقابل افکار و اندیشه‌های منحرف بکار رفته است تا اشخاص. قرآن کریم هیچ شخصی را مشت‌کوب و نکوهش نکرده است. آنچه قرآن کریم سرکوب و نکوهش کرده است، بیشتر از کافران و ملحدین، افکار و اندیشه‌های ملحدانه و کفرآمیزی است که تا قیامت ادامه خواهد داشت. ما که این درس را از قرآن کریم آموخته ایم، محال است رفتار متفاوتی به نمایش بگذاریم.

 آری، ما آن‌گونه که این حقیقت را بر اساس افراد به دست می‌گیریم، در قلمرو دولت‌ها نیز می‌توانیم به دست بگیریم. مثلاً، گاه در برابر کشورهایی چون امریکا، انگلستان، آلمان و... اسلوب تند و خشن به کار می‌بریم. ولی هرگز فراموش نباید کرد که اگر در آینده قصد داریم حقایق اسلام و پیامهای الهی را به امریکایی‌ها، آلمانی‌ها و انگلیس‌ها معرفی نماییم و آنها را از عذاب ابدی نجات ببخشیم، باید از همین اکنون تندی و خشونت را کنار بگذاریم و اسلوب درستی در برابر آنها برگزینیم. پس مانند هر مسئله‌ای دیگر، در این موضوع نیز باید به معیارهایِ تراوش یافته از روحِ قرآن و سنت مراجعه کرد.

می‌خواهم با ارائۀ مثالی از قرآن، موضوع را آشکارتر بسازم. خداوند به موسی u چنین دستور می‌دهد: «با او به نرمی سخن بگو، شاید بیندیشد و بهراسد.»[1] یعنی اگر مخاطب تو فرعون هم باشد، فرعونی که سال‌های سال در قوم تو خون ریخت و هزاران تن را به کام مرگ فرستاد، با آن هم به او سخن نرم بگو و با زبان شیرین با او رفتار کن. اینجا نکتۀ مهم دیگری نیز است که باید بدان توجه کرد، و آن اینکه؛ قرآن کریم اندیشیدن و ترس از خدا را به «قول لیِّن» مرتبط دانسته است. که معنای مخالف آن چنین است: «اگر با تندی و  خشم به سوی او بروید، نه می‌اندیشد و نه از خدا می‌هراسد». پس برای تبلیغ و معرفی حقایق به مخاطب، ولو هرکسی که باشد، ملایمت و مسامحه شرط اجتناب‌ناپذیر است.

این بدان معناست که مسلمان باید همواره از حال لیّن، قلب لیّن، وجدان لیّن، قول لیّن و رفتار لیّن برخوردار باشد تا بتواند ارشادگر واقعی بار آید. برعکس آن، یعنی انسانِ سنگدل و شدیداللحن که در قالب روحِ محمدی بارور نگردیده است، هر حال و هر رفتارش جعلی و ساختگی است. چنین فردی هرچند مؤقتاً تبسم بر لب دارد، ولی زمانی که دم‌اش را فشار دهی، دندانهایش را بیرون می‌کشد و ماهیت اصلی‌اش را آشکار می‌سازد.

با درنظر داشت معیارهای بالا، نزول حضرت مسیح u در آخرالزمان و اقتدا نمودنش به یکی از امت‌های حضرت محمد r را می‌توان چنین تعبیر کرد: «حضرت مسیح عدالت، رأفت و شفقتِ موجود در روحِ محمدی را به بُعد متفاوتی انکشاف خواهد داد. یعنی حضرت مسیح این موارد را به مرتبۀ فراتر از اعتدال محمدی انتقال خواهد داد و به مرحلۀ «در برابر لت‌و‌کوب‌کنندگان بی‌دست و پا و در برابر فحش‌گویان، بی‌دل و بی‌زبان باید بود» وسعت خواهد بخشید. مرحله‌ای که برای برخی‌ها «نامتوازن» تلقی می‌شود.

علامه بدیع‌الزمان، این رنج‌دیدۀ عصر، مثال زیبایی در این موضوع است. او حتی برای اهل دنیا که بی‌رحمانه‌ترین شکنجه‌ها را برایش روا داشتند، تلاش می‌کرد به نحوی حقایق ایمانی را تبلیغ و معرفی کند. او در این راه هرگز خسته و دلگیر نشد. آیا اصحاب اخدود چنین نبودند؟ آیا آنها برای نشر حق و حقیقت به کسانی که ایشان را به خندق‌های دهشتناک افگنده بودند، تلاش نکردند؟

آری، با برپا نمودن سرو صدا و با راه انداختن شدت و خشونت، نمی‌توان هیچ چیزی را به هیچ کسی توضیح کرد و قبولاند. ممکن استفاده از شدت و خشونت در دوره‌ای معین، راه و روشی به حساب می‌رفت ولی گذر زمان آن را نسخ کرد. اکنون قاعدۀ «غلبه بر جوامع متمدن، با قانع ساختن ممکن است» حکمفراست. «قهرمانانِ محبتِ» امروز باید به این سویه دست یابند و در این زمینه باید بسیار تمرین نمایند.

آری، حضرت مسیح در آخر زمان، به منظور اجرای این وظیفۀ مهم، حتماً نزول خواهد کرد. ولی او به معنا و روحی نزول خواهد کرد که «شخص معنوی» در آن نهفته است. او به صورتِ قالبِ این معنا و روح درخواهد آمد. اگر چنین روحی وجود نداشته باشد، به گمانم نازل شدن او به صورت یک جسم معنایی نخواهد داشت. به عنوان نتیجه باید دانست که احیایِ آخرالزمان با نَفَس‌هایِ احیاگرِ «قهرمانان محبت»ی به حقیقت خواهد پیوست که از حال لیّن، قلب لیّن، وجدان لیّن، قول لیّن و رفتار لیّن برخوردار هستند.



[1] - سورۀ طه، 44/20.