پرینت

سه نفری که به خود حیف کردند

نوشته شده توسط فتح الله گولن بر . ارسال شده در کوزه شکسته

امتیاز کاربران
ضعیفعالی 

در حدیث شریفی آمده است که باری پیامبر اکرم به هنگام بالا شدن بر منبر در زینۀ اول «آمین» گفت. با رسیدن به زینۀ دوم باز «آمین» گفت و در زینۀ سوم هم «آمین» گفت. اصحاب کرام بعد از خطبه پرسیدند: «یا رسول الله! این بار از شما چیز بی سابقه ای شنیدم. برخلاف گذشته، این بار به هنگام بالا شدن بر منبر سه بار «آمین» گفتید. حکمت این کار چیست؟» پیامبر اکرم فرمودند: «جبرئیل آمد و گفت: افسوس به حال کسی که در وقت پیری پدر و مادرش در کنار آنها بوده اما نتوانسته حقوق شان را ادا کند و با عدم مراقبت خوب از آنان فرصت به دست آوردن آمرزش و مغفرت الهی را از دست داده است! من هم «آمین» گفتم. جبرئیل ادامه داد: «از رحمت خدا دور باد آن شخصی که در جایی نام تو برده شود و او به تو درود و سلام نفرستد!» من هم «آمین» گفتم. و در زینۀ آخیر هم جبرئیل گفت: افسوس به حال کسی که با وصف دریافتن و رسیدن به رمضان نتوانسته مغفرت الله را حاصل کند و مشمول عفو و بخشش گردد. من هم «آمین» گفتم.

تعبیر «رغم انفه» که در متن عربی حدیث بالا آمده است اصطلاح خاص زبان است و در فارسی کلمه ای وجود ندارد که به طور دقیق آن را معنا کند و معادل آن باشد. شاید بتوان آن را با اصطلاحی چون: «بینی اش به خاک مالیده شود، جانش براید، حیف بر او» تعبیر کرد. آری، پیامبر اکرم می فرماید: «یکی، پدر و مادرش را با خود داشت، آنان را دریافت اما نتوانست از فرصتی چون انجام وظیفه و مسؤولیتش در قبال آن ها و در نتیجه رفتن به بهشت استفاده کند؛ دومی، در جایی که یادی از من شد بخل ورزید و به من درود و سلام نفرستاد؛ سومی، رمضان شریف را دريافت، در ماه غفرانِ پروردگار غفور، بخشیده نشد. لذا این سه نفر و یا کسانی که در این گونه اوصاف شریک آنانند با زبان جبرئیل سرزنش شدند و با تعابیری چون «بینی شان بر زمین مالیده شود. افسوس بر حال شان. و جان شان برآید» مورد عتاب قرار گرفتند.

وجه مشترک این سه مسأله این است: خداوند متعال این سه مسؤولیت را كه اندکی سخت و دشوار است، بر بنده اش تحميل مي كند اما هدف اساسي و حکمت الهی در آن بخشیده شدن گناهان بنده است. اما بنده به دلیل کوتاهی در ادای باید و شاید آن وظیفه و مسؤولیت، نمی تواند از چنین نعمتی خوب بهره برداری کند. یعنی آن طور که جناب استاد نورسی گفته است: «این خدمت به عنوان احسان الهی بر دوش ما نهاده شده است.» انسان نیز به عنوان احسان الهی پدر و مادرش را ادراک نموده؛ و به عنوان احسان الهی نام جلیل محمدی در حضور او برده شده؛ و به عنوان احسان الهی به ماه مبارک رمضان رسیده است. اما قدر این نعمت ها و احسان ها را نفهمیده است. در حالی که اینها درست در جایی که برای عبادت و طاعت کمر همت می بستند و پس از اطاعت از خدا در اطاعت پدر و مادر باید آستین را بر می زدند؛ و برای انجام وظیفۀ قدرشناسی در برابر پیامبر باید عزم را جزم می نمودند... و درست در حالی که فرصت ها تا دم درشان آمده بود از آن فرصت ها کار نگرفتند و مستحق سرزنش «افسوس بر او» شدند.

روزۀ ماه مبارک رمضان عبادتی بس مهم است. درست است که زکات در کنار نماز به طور عموم سی و چند بار در قرآن کریم ذکر شده است اما – طوری که می دانید- به روزه نیز در قرآن کریم صفحاتی اختصاص داده شده و برای بسیاری از گناهان به عنوان کفاره تعیین گردیده و در قبال برخی جرایم 60 روز، 10 روز و بعضاً 3 روز روزه به حیث کفاره در نظر گرفته شده است، معلوم می شود که روزه فاکتور بسیار مهمی برای ذوب خطاها و گناهان و عنصر ارزنده ای جهت پاکسازی و ترفیع انسان است.

روزۀ خالص

در واقع روزۀ ماه مبارک رمضان عبادتی است که باید بدون تعلیق به این نوع چیزها مستقیماً به عنوان وظیفه ای در برابر پروردگار، با نیت تعبّد ادا گردد. در این عمل نیز بدون شک حکمت ها و مصلحت هایی وجود دارد اما خداوند متعال بنده اش را با همین عبادت های تعبدی به قوام و پختگی لازمی می رساند که می خواهد در نظر الوهیتش ببیند و او را آمادۀ رفتن به بهشت و احراز سعادت ابدی بگرداند. به تعبیر عوام الناس می توانید این عبادت ها را عباداتی بنامید که به خاطر شایسته شدن انسان به نزدیک شدن به الله و کسب لیاقت رفتن به بهشت و سعادت ابدی وضع گردیده اند. از این رو هرچند در این نوع اعمال برخی فواید، مصلحت ها و حکمت های دنیوی لمس می گردند و به مشاهده می رسند اما تأثیرات و نتایج عمیق تر و ژرف تری در آن ها وجود دارد که ما توان دیدن و پی بردن به آن را نداریم؛ یعنی اینها انسان فانی را شایستۀ خوشبختی ابدی می سازند. و انسانی را که میان او و الله هفتاد هزار پرده وجود دارد و رویت او برایش ممکن نیست به کیفیتی ارتقا می بخشند که بتواند الله را ببیند. در دنیا هرچه می دهد بدهد، به این انسانی که ثروت کافی برای خرید رضای الهی ندارد، رضای الله را می بخشد. پس به هنگام نگریستن به روزۀ ماه مبارک رمضان می بایست این ملاحظه و دیدگاه را سرلوحه قرارداد؛ یعنی رمضان فرصتی است برای لیاقت یافتن انسان، زمینه ای است برای اهل بهشت شدن، نعمت بسیار مهمی است در راه احراز قوام لازم جهت مشاهدۀ جمال الله.

از جانب دیگر، روزه به گونه ای باید گرفته شود که الله آن گونه وضع کرده و همان را «روزه» گفته است. لذا اگر انسان می خواهد نتایج مطلوب از ماه مبارک رمضان به دست آورده و از سرزنش «افسوس بر تو!» مصون بماند ملزم و مکلف است تا آن طور که خود را از خورد و نوش باز داشته است دهانش را نیز از سخنان بی مناسبت، بی معنا، ناشایست و بالاخص بهتان و غیبت دور نگه دارد. حتی لازم است از چیزهای غیرضروری یعنی کثرت کلام پرهیز نموده و دهانش را به خیر باز و بسته کند. به تعبیری که همیشه تکرار کرده ایم: لازم است تا زبانش را به صحبت جانان بیاراید. چشمانش را نیز به همان وجه کنترول کند؛ لازم است که از حرام باز دارد. مشاهداتش را نیکو بشمرد، خوب تعبیر کند، معناهای خوبی از هرچیز بگیرد. آری، بر مؤمن است تا گوش هایش را از بیهودگی ها، لغویات و لهویات دور نگه دارد و آن را هم به قرآن، صحبت های دینی و سخنان خوب باز کند. بدین طریق آن طور که با دهان و شکمش روزه گرفته است – به عبارت دیگر- آن طور که خود را از خورد و نوش باز داشته است در اوقات دیگر نیز باید از چیزهای ممنوع و محذور بپرهیزد و حتی اگر ممنوع هم نباشد به چیزهای بی فایده نزدیک نشود.. اینها را نیز لغویات و لهویات بشمرد و گرفتار آنها نشود. بدین منوال به تعبیر قدیمیان باید اعضا و جوارحش را به گرفتن روزه وادارد و لذت روزه را به حواس ظاهری و باطنی اش بچشاند.

از دیگر سو، در روزه اخلاص بسیار مهم است. بنده به هنگام روزه گرفتن باید اخلاص داشته باشد یعنی آن را به حیث هدیه ای تلقی کند که خداوند متعال به شخص او ارزانی داشته است و به هیچ وجه نباید چیزی بجز رضای پروردگارش در آن بیامیزد. و حتی پیوسته به این فکر باشد که «نتوانستم روزه ام را درست بگیرم، و کما حقه آن را ادا کنم؛ نتوانستم حق رمضان را بپردازم.» زیرا ژست گرفتن و لاف و پتاق زدن و حتی نزد دیگران با سخنانی چون «چنین و چنان روزه می گیرم» خودستایی کردن و با گفتن «شب ها بیدار می شوم و فلان و فلان کار را می کنم» گرفتار شهرت و ریا شدن همه و همه مانع اخلاص است و چنین روزه و چنین روزه دار را مشمول تهدید حدیث شریفی می سازد که می فرماید: «چه بسا روزه دارانی هستند که خودداری شان از خورد و نوش برای آنان سودی جز گرسنگی و تشنگی ندارد.» پس لازم است تا روزه را به خاطر خداوند و رضای او گرفت. در واقع گرفتن روزه از خداوند و آن را مال خود قرار دادن و غیر از رضای الله در پی منافع دیگری بودن کاملاً منافی حکمت موضوعی روزه است. زیرا پروردگار سبحان می فرماید: «اَلصَّومُ لِی وَ أَنَا أَجزِی بِهِ؛ روزه صرف به رضای من گرفته می شود و مکافات آن را نیز من خود تعیین کرده و خواهم داد.»

آری، هر عبادت در دنیا هم فایده ها، مصلحت ها و حکمت هایی دارد. به طور مثال زکات یک پل است و می تواند وسیلۀ ارتباط میان طبقۀ نادار و دارا شود؛ مثلاً انسان به حج می رود، حج در ضمن یک کنگرۀ بسیار وسیع است، در آن گردهمایی ممکن است بعضی چیزهای دنیوی حاصل شود... اما روزه چنین جنبۀ بیرونی ندارد، روزه کاملا، به الله بر می گردد. مکافاتش نیز مغفرت است. پیامبر اکرم می فرماید: «مَن صَامَ رَمَضانَ اِیمَاناً واحتِسَابَاً غُفِرَلَهُ مَا تَقَدَّمَ مِن ذَنبِه؛ هرکه با ایمان به ثواب و امید اجرش از الله رمضان را روزه بگیرد گناهان گذشتۀ او بخشیده می شود.» آری، اگر با روزۀ هر سال گناهان گذشتۀ انسان بخشیده شده باشد، انسان با آخرین روزه اش از آخرین گناهانش نیز بخشیده شده و پاک و تمیز به حضور الله می رود. و چنین انسانی پیروز است و از رمضان استفاده کرده است. لذا بینی او نه در اینجا، نه در عقبا و نه در محشر به خاک مالیده نمی شود... اگر بخواهید می توانید بگویید که او در این مقام ها و در این منزل گاه ها در معرض هیچ نوع در به دری قرار نمی گیرد.

رمضان و رباط

موضوع دیگر اینکه با روزه – چنانکه استاد بدیع الزمان هم در رسالۀ رمضان گفته است- تربیت نفس را هم باید هدف قرار داد. هر مؤمن باید رمضان را یک موسم ریاضت بداند و بگوید: «من باید کمی دیگر مهار این نفسم را بکشم، کمی دیگر آن را متوجه پروردگارم بسازم و آن را به قلّت کلام، قلّت طعام و قلّت منام عادت دهم و مزیت و فضیلت و درجاتی را که از راه چلّه کشی در یک سیر و سلوک روحانی به دست می آید، به دست بیاورم.» زیرا یک بعد ریاضت را روزه تشکیل می دهد. مسألۀ اساسی در ریاضت گرسنه و تشنه ماندن، نخوردن و ننوشیدن و حتی در یک روز به یک و یا دو قطره آب اکتفا کردن و غذا را بسیار کاهش دادن و در هفته چند لقمه غذا خوردن و خوردن به قدر زنده ماندن و چهل روز را بدین منوال سپری کردن و در صورت لزوم اربعین دوم و حتی اربعین سوم را هم به همین طریق پشت سر گذاشتن تشکیل می دهد. این اعمال به منظور دادن نیروی اصلی روح به روح انجام می یابد. اگر در این کارها رضای الهی اساس اتخاذ نگردد، و رضای او هدف نباشد تحمل این زحمات و مشکلات، بی فایده خواهند بود. ممکن است انسان – در نتیجۀ این ریاضت ها- واقعاً مظهر چیزهای خارق العاده ای قرار بگیرد؛ و فرمانروایی متافزیک را بر فزیک ببیند و چیزهایی را که در پيش اوست به پرواز درآورد. اما هیچ یک از اینها کم ترین ارزشی در پیشگاه خداوند ندارد. آری، برای مهار ساختن و تحت کنترول درآوردن نفس، روزه یک عنصر بسیار مهم و سازنده است. از همین رو است که اولياءالله با ریاضت دوامدارشان می کوشند فرمول های روحی شان را محافظت کنند. چنانکه از دیرباز مشهور و معمول است یوگی ها با گرسنه و تشنه ماندن نیرو و قدرت روحی کسب می کنند و بعضی راهبان و ریاضت کشان با تحمیل آزار و جفاهایی بر خویشتن در سطح معینی به ترقی روحی می رسند. اما نه یوگی ها و نه راهبان با این اعمال شان هیچ دستاوردی برای آخرت ندارند. زیرا گرسنه و تشنه ماندن و ریاضت کردن فقط زمانی ارزشمند است که به نیت عبادت انجام گیرد. رضای الله زمانی به دست می آید که عبادت ها به هدف تحصیل رضای او انجام گیرد. پس در روزۀ رمضان نیرویی وجود دارد که می توان توسط آن چیزهایی را به دست آورد که اولياءالله با ریاضت حاصل کرده اند. رمضان، در ضمن یک ریاضت هم هست.

به وسیلۀ روزۀ ماه مبارک رمضان انسان می تواند عاداتش را ترک نموده و به عبارتی مستقل و غیر وابسته زندگی کند. اگر ما نفس خویش را به گرسنگی و تشنگی عادت دادیم به هنگام مواجه شدن با گرسنگی و تشنگی جبری نيز بر أثر سوء عادات مان فوراً به زانو در نمی آییم. قدیمی ها می گفتند: «ترک العادة من المُهلِکَات؛ ترک عادت از جمله تباه کننده هاست یا به گفتۀ معروف: ترک عادت موجب مرض است.» انسان به خورد و نوش عادت می کند. در حالی که مؤمن – آن طور که همیشه گفته ایم- درست مانند یک کماندو باید خود را به زیستن در سخت ترین شرایط عادت دهد. پس رمضان این را هم به ما می آموزد.

و به ویژه برای آن قدسیانی که جهت اصلاح و تربیت نسل، گاهی به اینجا و گاهی به آنجا می شتابند خدا می داند که رمضان چه هدیه هایی تقدیم می کند. قدسیانی که بدون اعتنا به سحور و افطار در راه خدمت به دین و ملت سیر و سفر می کنند چه کسی می داند که در رمضان چگونه میوه های هزاران ساله را به دست می آورند. من اینها را از خود نمی گویم. ببینید ابیّ بن کعب  چه می گوید: «کسی که به هدف نیل به رضای الهی یک روز در غیر از ماه رمضان به امید ثواب و دفع خطرات احتمالی از مسلمانان رباط و پاسبانی می کند، از لحاظ ثواب از صد سال عبادت همراه با روزه و نماز بهتر است. و رباط پاسبانی یک روزه در ماه رمضان به هدف تأمین أمن و آسایش برای مسلمانان در پیشگاه خدا از هزار سال عبادت توأم با نماز و روزه بهتر است و ثواب بیشتری دارد. اگر خداوند او را صحیح و سالم به خانواده اش برگرداند هزار سال برای او یک گناه هم نوشته نمی شود و تنها حسناتش به ثبت می رسد و تا قیامت ثواب رباط برایش داده می شود.» آری، رباط به معنای بیدار و مراقب بودن در برابر بلاها و مصیبت هایی که آمدنش بر سر دین و ملت محتمل است؛ و ادا نمودن آنچه که باورها و معتقداتش از وی می طلبد؛ و در یک کلام به نمایش گذاشتن وصف «نذر شدن». هر گامی که انسان نذر شده به سوی هدف و غایه اش بر می دارد ثواب رباط را به او به ارمغان دارد. آه اگر این ثواب با توجه به برکت ماه رمضان باشد! آیا کسی می تواند چنین مکافاتی به دست آورد؟ آری، هرکس با توجه به خلوص موجود در قلب، عمق موجود در نیت و میزان ارتباطش با الله می تواند از این مکافات استفاده کند. در حدیث شریف أفق و دورنمایی نشان داده شده است. این، حالت کسی است که ثواب را به طور کامل به دست آورده است، اما هرکس به قدر او نباشد در سطح خود می تواند از عین ثمره سهمش را بگیرد.

یکی از جنبه های ماه مبارک رمضان به برادری و دوستی بر می گردد. انسان به وسیلۀ روزه فکر می کند: «حال کسانی که چیزی برای خوردن نمی یابند و یا نمی توانند بخورند و بنوشند چگونه خواهد باشد؟» وقتی گرسنه هستید بهتر می توانید وضعیت آن ها را احساس کنید و بفهمید. و این هم حسّ سخاوت و جوانمردی شما را بال و پر می دهد. به همین خاطر است که ملت این مسأله را به مرور زمان به حالت یک عادت درآورده و مثل اینکه دادن صدقات گوناگون، خیرات ها، حسنات، اعانه ها و زکات ها در رمضان شرط باشد، بی درنگ می پردازند و انفاق می کنند. به همین خاطر است که صدقه می دهند و خیمه ها و بوفه های افطار نصب می کنند و می گویند: «سفره های اکرام الهی سفرۀ عام است، هرکه هرچه دوست دارد بردارد!»

همۀ اینها برکت رمضان است. انسانی که از این فرصت ها و امکانات موجود در رمضان استفاده کرده است با رفتن رمضان افسوس نمی خورد، چون او چنان به پختگی می رسد و قوام می یابد که بینی اش به خاک مالیده نمی شود و مورد لعن قرار نمی گیرد. او از ماه مبارک رمضان خوب استفاده کرده و مشمول مغفرت الهی شده است.. یکی از دو شادمانی را هر شب بر سر سفرۀ افطار شاهده بوده است و دیگری را نیز به هنگام ملاقات با پروردگار خواهد چشید.